محمد تقي جعفري

17

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

دروغين در قلبهايتان حاضر است . در نتيجه دنيا شما را پيش از آخرت مالك شده و همين دنياى زودگذر ، شما را بسوى خود برنده تر از آخرت گشته است ) به ياد مرگ نيستيد ، آرزوهاى دروغين فضاى درون شما را اشغال ، در نتيجه مملوك بى اختيار دنيا گشته ايد پرده‌هاى رنگارنگ حيات طبيعى ، عقل از سر و شرم از دلهايتان ربوده ، نه گذشت زمان را احساس مىكنيد و نه متلاشى شدن در چنگال تيز قوانين جارى در طبيعت را ، كه بدون ترحم عاطفى ، خزانها بدنبال بهارها مىفرستد و ناتوانايىها پس از توانايىها زشتىها پس از زيباييها و پيرىها بعد از جوانىها . و تو اى فرو رفته در امواج بىاساس آرزوها همچنان به راه خود مىروى و از دگرگونىهاى صفحات كتاب زندگى خود عبرتى نمىگيرى گويى انگشتان بر روى چشمان خود نهاده اى تا حركت انگشتانى را كه پيوسته مشغول بر گردانيدن اوراق عمر گرانمايهء تو مىباشد ، نبينى بسيار خوب ، بكوش تا حركت انگشتان بر گردانندهء اوراق عمر را نبينى و بكوش تا صداى جرس را كه هر دم فرياد مىدارد محملها را بربنديد ، نشنوى ، آيا اين قدرتها را هم دارى كه سنگينى سالهاى سپرى شدهء عمر را بر دوش خود درك نكنى آيا مىتوانى از روياروى شدن با آينه كه بدون روپوش ، چروكهاى صورتت را با موهاى سپيد و پيچيدهء سر و ابرو نشان مىدهد ، اجتناب ورزى و هر آينه را كه با كمال صدق و صفا نزديك شدن ترا به مغاك تيره اعلان نمود بشكنى آيا چنين نيست كه اگر آينه را بشكنى و شيشه‌هاى شكستهء آن ، بوسعت يك وجب پيرامون پاهاى تو ريخته شد . به علت ناتوانى پيرى كه ارمغان گذشت ساليان عمر تست ، به كمكى نياز خواهى داشت كه ترا از آن يك وجب عبور بدهد اى نا بخردان غفلت زده ، هيچ مىدانيد كه غفلت از مرگ و بى اعتنايى تصنعى در بارهء آن ، باعث مىشود كه در همين زندگى معناى حقيقى حيات بر شما پوشيده بماند و با پوشيده شدن حيات از استعدادها و قدرتهاى بسيار با اهميت خود كه مىتوانست شما را مالك دنيا بنمايد ، غافل مىگرديد و اين غفلت است كه شما را مملوك بىاختيار دنيا نموده و همهء موجوديت خود را بدون دريافت قيمت مناسب به اين دنيا ارزانى بداريد و به اين مغبون شدن و باختن نابخردانه هم